تبليغاتX
<................................................................................> عاشقانه های مجید

 

بنام خدا

سـلام دوستـای خـوبـم . خـوبيـن ، «چـه مـی کـنيـن بـا زنـدگـی؟» راسـتی تـا حـالا بـه تـعريـف زنـدگـی فـکـر کـرديـن. بـعضی وقتـا بـرای بـديهـی تـريـن چـيزا يـه تعـريـف خـوب پيـدا نـمی شـه. مـن فـکر مـی کـنم دليـلش ايـنه کـه هـمه اون مـوضـوع رو مـی شنـاسـن و از نـگاه خـودشـون يـه جـوری تـعريفـش مـی کـنن.

مـنم نـمی خـوام تـموم تـعريفـای زنـدگی رو بـگم چـون فـکر مـی کـنم بـه انـدازه تـموم آدمـا ازش تـعريـف وجـود داره امـا چـندتـا تـعريف کـه هميـن الان تـو ذهنـم اومـد رو مـی گـم.

اوليـن تعـريفـو تقـديم مـی کنـم بـه دوسـت خـوب دوران کـارشنـاسيـم بـاسط  کـه اوليـن بـار از اون شنيـدمش:

زنـدگی صحـنه يکـتای هنـرمنـدی مـاست، هـر کسـی نغمـه خـود خـوانـد و از صحـنه رود،؛ صحـنه پـيوستـه بـجاست. خـرم آن نـغمـه کـه مـردم بـسپارنـد بـه يـاد.

دوميـشونـا تـقديم مـی کـنم بـه استـادMIS  مـون کـه هيـچ وقـت نـديـدم بـخنـده:

زنـدگی يـعنی لـبخند بـه کسـی ورنـه هـر خـار و خسـی زنـدگـی کـرده بـسی.

ايـن يـکی تـعريـفو هـم تـقديـم مـی کنـم  بـه شمـا دوستـای خـوبـم کـه حـرفـای دلتـونـا تـو وبـا تـون نـقاشی مـی کنيـن:

                 باد قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

 

گفـتمش نـقاش را نـقشی بـکش از زنـدگی بـا قلـم نـقش حبـابی بـر لـب دريـا کشيـد.

 

 

      با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

اينـم شـايستـه خـودمـه:

زنـدگی چيـست خـون دل خـوردن  پشـت ديـوار آرزو مـردن.

بـد نـيست ايـن تـعريفـو هـم از دكتـر عـلي شـريعـتي داشته بـاشيم:

زنـدگـي دو نيمـه اسـت نـيمه اول انتـظار بـراي نيـمه دوم و نيـمه دوم حسـرتِ نيمـه اول.

خـوب شمـا چـی؟ شمـا تعـريف خـاصی از زنـدگی نـداريـن؟

از تعـريف زنـدگی کـه بـگذريـم نـوبـت يـه شـعـر عـاشـقانـه می رسـه کـه عاشقانـه بـه همـه عاشقـای منتظر تـقديـم می کـنم:

 

سر همان کوچه سبز که میرسد به انتظار

اگر که دل سـوختـه اي بــا تـوغـريبـه نـيسـتم      که با تو بغض عشق را غزل غزل گریستم
مرا به خاطر بسپار لحظه به لحظه خط به خط      درستـی مـرا ببیـن در ایـن زمانـه ی غلـط

خــوب مـــرا نــگـاه کـن تـو ای تـمــام دیــدنـم        خـوبـم اگـر یـا کـه بـدم دروغ نیستم منم

مـرا کـه پـشــت پـا زدم بـه راه و رسـم روزگـار       اگر که عاشقی و یار مرا به خاطر بسپار

در آسـتانـــه ی سـفـر پـشـت نـگــاه بــدرغـه       گـریـه نـکـن دعـاكـن مـرا بـه خاطر بسپار

سر همان کوچه ی سبز که می رسد به انتظار       من ایستاده ام هنوز مرا به خاطر بسپار

 

اگه دوست دارین این ترانه زیبای امید رو گوش بدین اینجارو کلیک کنین

 


ادامه مطلب
+ خلق شده توسط مجید در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:54 |

منبع كدهاي جاوااسكريپت
<$BlogPageTitle$> <$BlogMetaData$>

<$BlogTitle$>

<$BlogDescription$>

<$BlogDateHeaderDate$>

<$BlogItemTitle$>

<$BlogItemBody$>

<$BlogItemCommentCount$> Comments:

<$BlogCommentAuthor$> said...

<$BlogCommentBody$>

<$BlogCommentDateTime$> <$BlogCommentDeleteIcon$>

<$BlogItemCreate$>

Links to this post:

<$BlogBacklinkControl$> <$BlogBacklinkTitle$> <$BlogBacklinkDeleteIcon$>
<$BlogBacklinkSnippet$>
posted by <$BlogBacklinkAuthor$> @ <$BlogBacklinkDateTime$>

<$BlogItemBacklinkCreate$>

<< Home