در عمق دریا هرکز یک قطره پیدا نیست
بنام خدا، خدای دوستی و جدایی، خدای حادثه و قانون، خدای راستی و دروغ، خدای پرنده و گرگ.... و
سلام، سلام به همه دوستی ها ، همه حادثه ها ، همه راستی ها و همه پرنده ها.
خوب دوستای گلم امتحانا تموم شد و دوباره می تونیم دردای دلمونو بریزیم تو وبامون.دردای دل این آپم
شعرای دلمه شعرایی که ممکنه بوی شعر نده اما بوی دل میده، دلی که حتی شبای امتحانم دوستاشو
فراموش نکرد و نالید ناله هایی که ممکنه وزن و قافیه نداشته باشه اما درد داره.
اگه ناله های دل دوستتونو خوندین خوشحال میشم ایراداشو بگین تا درستشون کنم. در ضمن برای
اینکه منطورمو از بعضی مصرع خا بدونین میتونین موسو رو عکس کنارشون نگه دارین.

ديـدی گفـتـم دوستـيمـون نـگـاه و اشـکاش باهـمه
پـس خـدا چـرا هـمـش عـمـر قشـنگيـا کمـه !؟
ديـدی گفتـم کـه يـه روز مـن و تـو هم جـدا ميشيـم
يـه روز از هـميـن روزا هـر دوتــا بــی وفـا ميـشيم
ديـدی گـفتـم« قـانـون دوسـتـی» مـا دلـخـوريـه
دلـخــورم از کـار دنـيــا کـه کـارش دلـبٌـريـه
ديـدی گـفتـم نـمـيشه ايـن يکـی قـانـونـو شکست
بــرای هـر اتـفـاقـی هـميـشـه آخـری هسـت
ديـدی گـفتـم کـه بـريـن خـدای قـانـونـو بگـين
قـانـون جـدايـی رو جـمـش کـن از روی زمـيــن
ديـدی گفتم پس چی شـد می خواستـی قانـون بـشکـنی
نـگفـتـی بـه جـای قـانــون دل داغـون مـيشکـنی
ديـدی گـفتـم مـی بـازم «بـازی دوستـی» کـردنـو
خـيلـی راحـت بـلـدم بـازی عــالـی بـاخـتنـو
ديـدی گـفتـم يـه روزی حـوصلـه تـو سـر مـيـاد
اون روز از مـرگ «چـراغ دوستـيمـون» خـبـر ميــاد
ديـدی گفـتم چشـم مـن دوبـاره اشـکـا رو چـشيـد
وقتـی تـو نـوشتـه هاش بـه اسـم دوستـاش مـی رسيد
ديـدی گـفتـم تـوی دوری، دوسـتـيمـون خـدايـيـه
تـوی نــزديـکی هـمـش، دروغ بــی وفـايــيـه

ديـدی گـفتـم بـعضـی وقـتـا ديـدنـا بـلا مـيشـه
بـا يــه ديــدن دل آدمــا پــر از ريــا مـيـشـه
ديـدی گفتـم مـی تـونـی يـه جـاهـايـی دروغ بگـی
از يـه «آی دی» يـا کـه از کـلاغ و ماست و دوغ بـگی
ديـدی گفتـم هـميشه نـمـی تـونـی صـادق بـاشـی
والاّ هـمش بـايــد از دسـت دوسـتـت دق بـاشــی
ديـدی گـفتـم دوسـت دارم فـيـلمـای عـاشقـونه رو
چـون تـو فـيلمـا مـيشـه ديـد عـشقـای اين زمونه رو
ديـدی گـفتم کـه يـه روز تـو هـم ازم خستـه ميشـی
مـيـری تـو آرزوهـات بـه اونـا دلبـستـه مـيـشـی
ديـدی گفـتـم تـو چـشـا ميـشه دروغـا رو شـنيـد
امّـا بـاز بـه خـاطـر دوستـيـا، چشـمـا رو نـديـد
ديـدی گـفتـم بـلـدم اســيـر گـريــه هـا بشـم
بـرم از شـهـر شـما اشـک «فـرشـتـه هـا» بـشـم
ديــدی گـفـتم دل مــن اســيـر شـهـر غـربـتـه
آخـه «تـهــرون» شـمـا پــر از دروغ و نـفـرتــه
ديـدی گـفتـم مـثـل مـن سـاده و بـی ريـا کــمـه
ولــی بــاز دلای ســاده غـمـاشـون يـه عـالـمـه

ديــدی گفـتـم قــرن مــا قــرن دروغ مـنـتـه
جـای دوسـتيـا فقـط تـو «کـامنتـا» و تـو« نـتـه»
ديـدی گفـتـم ميشـه بـاز« کـامنـتـا» رو اينجا نوشت
عـوض يـه قـطـره بـودن اونـو تـو «آپــا» نـوشـت
ديـدي گفـتـم لازمـه يـه جـاهـا ديـوونــه بـشـي
بـري تـو «کـافـي نـتـا» يـه مست مـيخونـه بشـي
ديـدي گـفتـم نـميشـه، هـمـيشـه زنـدگـي کنـي
بـعضـي شبـها رو بـايـد گـريـه دلـتنـگي کـنـي
ديـدي گفـتم مـن مـي خـوام شعـرامـو فريـاد بـزنـم
تـوي ايـن شـهـر غـريـبـا، بـيـخـودي داد بـزنـم
ديـدي گـفـتم بـهتـره از دور بـا هم گـپ بـزنـيـم
تـو هـمون «وبـلاگ »و «کامنتـا»، تيـپ رپ بـزنـيم
ديـدي گـفتـم زنـدگـي مـثـل يـه دريـاي غـمـه
حـالا مـي بـينـم ديـگـه خـون دلــم بـرام کمـه
ديـدي گـفتـم نـمي خـوام کـلبـه مـو نـقاشي کنـي
بــري بـا اشـکـاي مـنـت اونـا آبـپـاشـي کنـي

ديـدي گفـتـم مـيشـه بـاز پـرنـده هـا رو دونـه داد
حتـي بـا يـه گـوشـه «نـت» مسـتا رو هم ميخـونه داد
ديــدی گفـتـم مـی تـونـم شعـرا رو شـرمنـده کنـم 
«عـشقـو» بيـارم تـو وبـم «پـولا» رو بـازنـده کنـم
ديـدی گفـتـم شـک نـکـن بشـکن و پشـت پـا بزن
بـه مـن سـاده و قــلـب صـاف و بـی پـنـاه مـن
ديـدی گـفتـم بـه خـدا پيـش تـو مـن پـرنــده ام
تـوی دوستـيـا هـميشـه، يــه جـوری بــازنـده ام
ديـدی گـفتـم مـی تـونـم جـای پـرنـده هـا باشـم
نـقـش يـک پـرنـده بـی کـس و بـی پنـا بـاشـم
ديـدی گفـتـم بـه خـدا گـريـه بــه دادم مـی رسـه
تــوی اوج بـی کـسـی گـريـه بـرام، هـم نـفسـه
ديـدی گفـتـم کـه زميـن هـمش مـال شـما بـاشـه
بــذا تـا مـصيبـتـاش سـهـم پـرنـده هـا بـاشـه
ديـدی گفـتم کـاش مـيشـد هـميشـه بـا وفـا نبـود
واســه دردای دنـيـــا هـمـيـشـه دوا نــبــود
ديـدی گفـتـم رو زمـيـن مـن هـمـه جـا زيـادی ام
انـــگـــار اولــيـن اسـيــر تـشــنه آزادی ام

ديـدی گـفــتـم آسـمـون! دلـم پـره از ايـن زمون
دل و دسـتـامـو بـبـر بـه عــرش کـبـريـا رسون
ديـدی گـفتـم آسـمون، خونـه مـا بـی خونـه هـاست
خـونـه بـه ايـن بـزرگـی فـقط از لطـف خـداسـت
ديـدی گـفتـم نـمی گـن: « دوستـی مـا مـقـدسـه»
اونـايـی کـه چـشمـاشـون چـشـمای گـرگ هوسه
ديــدی گـفـتـم جـلـوی دروازه شــهـرو نـبنـد
اگــه مـردی عــوض دروازه لـبــهـا رو بـبـنـد
ديـدی گـفتـم بـه خـدا هيـچکـی بـجـز خـود خدا
نـمـی تـونـه بـدونـه از قـلـب پـاک عــاشـقـا
ديـدی گفتـم مـی خـوری چـوب نـشستـن بـا منـو
وقـتـی خـوردی مـن چـشيـدم تـلـخـی نـوشتنـو
ديـدی گفـتم کـه تـو رو نـرگـس پـاکـم ميـدونـم
از تـو شعـری مثـل اون نـرگـس خـاکم مـی خـونـم
ديـدی گـفـتـم مـی تـونـم بـرات کنـم
ديـگه تو دوستی مـی خـوام سبـزو، خـاکستـری کنـم
ديـدی گـفتـم ولـمـون کـن تــو يـه پـا کبـوتری
مـاهـا بـازيـم ای کبـوتـر! چـرا بـا مـا مـی پری؟
ديـدی گفـتـم مـن بـرات يـه دوسـت بـی مـزه شدم
تــوی آخــريـن نـگاهـت عـلـف هــرزه شـدم
ديـدی گـفتـم کـه بـرو امـا خـداحـافـظـی کـن
مـنـو ول کـن لااقـل خـدا رو از خـود راضــی کن

بـسه گفـتم ، نـمـی گـم، آخـه کسـی گـوش نـميـده
کـسی بـه دلای خـسـتـه، ديـگـه آغــوش نـمـيـده
حـالا مـی خـوام بـشنـوم چـرا فــرامـوشـت شــدم
اولـش دوسـتـو، حـالا خـار چـش و گـوشـت شــدم
حــالا دوسـت نازنـين، ديـدی کـه بـاخـتـم بـه زمـين
«آسـمونـم» مـال تـو، ديـگـه چـی دارم غـيـر ايــن
حـالا دوسـت خــوب مـن چشـمای خـستـه تـو ببنـد
مـنـت گـرگـو نـکـش واسـه پـرنـده هــا نـخنـد
حـالا بـاز از دل جــون شــعـرای دوسـتـتو بــخـون
اگـه خـواستـی بـاز بـهـش، تـلخـی دوستـی بچـشون
حـالا چـارشـنـبه گـذشـت و شــب دلـتنـگی رسـيد
ايـنو راحـت مـيـشه خونـد از شعـرای تـلخ «مـجـيد»

اینم چند تا عاشقانه زیبا
نام عاشق نام عاشقانه آلبوم متن تراته ترانه
********************************************************************
معین قسم نخور لحظه ها ببینید بشنوید
پویا قطره باران قطره باران ببینید ببشنوید
امید باران باران ببینید بشنوید
امید لبات گل اناره باران ببینید بشنوید
سیاوش قمیشی پرنده های قفسی پرنده های قفسی ببینید بشنوید
شادمهر عقیلی ژینا خیالی نیست ببینید بشنوید
محمد اصفهانی شکایت هجران نون و دلقک ببینید بشنوید

